شنبه سیزدهم بهمن 1386
چه رومی بودن امشو
همه خستن همه هستن نه درخو
یکی هذیون نگفتن ایگتن تو
یکی آسته نرفتن او یکی دو
یکی آنن همه شو یکی آفن همش خو
یکی خوشرو وخوب و نازنینن
یکی کک اگرت مانند سینگو
یکی دلگرم اکنت بی ایی جوونون
یکی گرمی ادیت مانند افتو
یکی روشن اکونت ایی روم تاریک
یکی قرص وجوونن همچو مهتو
یکی تحویل اگت بی ما به هرشو
یکی هم ناچته با ماحتی توی خو
خدایا ای خدای ایی همه هو
بکن حل مشکل مارا به یکهو
نظر بدید عزیزون





نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
بازهم میروم با اشک خود تنهای تنها میشوم یا به ساحل میرســــم یا غرق اشکهامیشوم
یارفیقـان نا رفیقند یا که من دیوانـــــــــه ام
این جهان را محرمی نیست، یا که من بیگانه ام؟
خانه ساختم بهر دل آن خانه هم ویرانه شــد
چون برفت او ازکنارم این دلم دیوانه شد
باخودم میگویم و امیدها دارم هزار
شاید او آید، به پایان میرسد این انتظار
آدمی کیست ای عزیز غیر از دل و یک روح و تن؟
چونکه عشق بر دل نهی آزاد گردد روح وتن تقدیم به همه ی عاشقان واقعی به خصوص دوست عزیز وخوبم معین وهمه ی عزیزانی که دوستشون دارم نیازمند وگدای قلب پاکتون هستم....امید
نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
روستای ماشکار یکی از قصبات دهستان پتکنان در فاصله ی۱۰۰ کیلومتری شهر بندرعباس واقع شده است که از جاده ی سیر جان- بندر عباس به این روستا می توان مسافرت کرد. برای مسافرت به این روستا بایستی از جاده ی روستای معروف سیاهو{که نارنگی آن شهرت جهانی دارد }عبور کرد وبه ترتیب روستا های سیاهو٬ تلگردو٬فورخورج و طیفکان را نیز پشت سر گذاشت البته خیالتان ازبابت وسیله ی شخصیتان راحت باشد چراکه جاده ی آن مسیر الحمدلله به تازگی آسفالت شده است. رودخانه ی معروفی که از روستای سیخوران عبور میکند از این روستا نیز عبور میکند که دارای آب شیرین می باشد البته در این چند سال خشکسالی متأسفانه ازآب ان کاسته شده است این روستا دارای باغ های انبه پرتقال خرما زیتون و... است که به علت کم بودن درامد نسبت به شهر٬ جوانان آن برای درامد به شهرها مهاجرت می کنند که برای جلوگیری ازمهاجرت روستاییان همت بلند مسئولین استان رامی طلبدتا از کشاورزان حمایت کنند که تاکنون چنین امری صورت نگرفته است وچنین نیز به نظر نمی آید ٬ خلاصه شنیدن کی بود مانند دیدن عزیزان ....بازهم برایتان می نویسم به شرطی که شما بخواهید...نظر نظر نظر فراموش نشود
نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری ازشعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز
زمزمه ازعاشقی با سوزو ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او
زیر بارون دست تو دردست او
تقدیم به کسی که همیشه وهمه جا بیادشم ودوسش دارم


نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
عاقبـت عشقت مرا بی خانمان خواهد نــمود
یا به منزل می رسم یاخسته از رکع و سجود
من به عقلم کی رسد کین راه باشد راه عاشقی
چو نکه پرفتنه است و می باشد هزار و یک حسود
من نیم آن رهرو عشقی که داند راز و رمز عاشقی
پس عطا کن شربتی ازعشقت ای صاحب وجود
گرچه دانـــم من نباشم لایق جـام الست
یا نباشم بـرده ای ازبهر تو پرنفــع و سود
لیکن اررنجانی ام هرگز نگـــردم نا امید
چونـکه باشد نام تو ای عشق من رب الـودود
دوستان شاعر عیب های این شعر رابگویید تامن کارم بهترشود
ممنون همه ی عزیزانم هستم .امید
نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
دوست عزیزم : معین نمی دانم چگونه از زحمات شما قدر دانی کنم همین بس که محبت شما دردل ما نشست چرا که جای محبت در دل است و بس... و راه یافتن به دل کار آسانی نیست .عزیز: امیدوارم که ما را لایق دوستی خودت بدونی
نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
نوشته شده توسط امید در ساعت |
لینک
|